سفارش تبلیغ
صبا

گل نرگس Narcissus

آثار سوء گناهان

آثار سوء گناهان

بر اساس آیات قرآن مجید و معارف اهل بیت ، براى گناهان در دنیا و آخرت آثار سویى است که اگر گنهکار از گناهانش توبه نکند ، بدون تردید گرفتار آن آثار سوء خواهد شد .

 بَلَى مَنْ کَسَبَ سَیِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُولئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ (بقره ( 2 ) : 81) .

آرى ، آنان که به تحصیل گناه برخاستند و گناه سراسر وجودشان را پوشاند ، اصحاب آتشند ، و در آن همیشگى و جاودانه خواهند بود .

 قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُم بِالاَْخْسَرِینَ أَعْمَالاً * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً * أُولئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بَآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلاَ نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْناً (کهف ( 18 ) : 103 ـ 105) .

به مردم بگو : شما را خبر دهم که زیانکارترین مردم چه کسانى هستند ، آنان که تمام کوشش و تلاششان در زندگى دنیا نابود شده ، ولى خیال مى کنند عمل نیک انجام مى دهند .

ادامه مطلب...

گناهان

گناهان

امام صادق (علیه السلام) در قطعه اى بسیار زیبا و جالب که صورت توبه نامه دارد ، به گناهانى که توبه از آنها واجب فورى و واجب اخلاقى و شرعى است ، بدین صورت اشاره دارند ، گناهانى که اگر جبران نشود و با توبه ى حقیقى از صفحه ى پرونده زدوده نگردد ، موجب عذاب الهى در روز جزا و اختلال در زندگى در عرصه گاه دنیاست : ضایع کردن واجبات خداوند ، و توقف از فرایض و تضییع حق پروردگار از قبیل نماز ، زکات ، روزه ، جهاد ، حج ، عمره ، وضوى کامل ، غسل ، عبادت شب ، کثرت ذکر ، کفاره ى قسم ، استرجاع در مصیبت و روى گرداندن از حقایقى که در به جا آوردنش از واجب و مستحب کوتاهى شده .

ارتکاب گناهان کبیره ، روى آوردن به معاصى ، انجام گناهان ، کسب زشتیها ، برخورد به شهوات ، به عهده گرفتن خطا و خلاصه انجام هر معصیت به عمد و اشتباه ، و در پنهان و آشکار .

ریختن خون به ناحق ، عقوق والدین ، قطع رحم ، فرار از جبهه ، تهمت به پاکدامن ، خوردن مال یتیم به ظلم و ستم ، شهادت دروغ ، کتمان شهادت ، دین فروشى به بهاى اندک ، رباخوارى ، خیانت ، مال حرام ، جادو ، کهانت ، فال بد زدن ، شرک ، ریا ، دزدى ، شرابخوارى ، کم گذاشتن از کیل ، خیانت و ظلم در ترازو دارى ، کینه و دشمنى ، دو رویى ، پیمان شکنى ، افترا زدن ، مکر و حیله ، شکستن تعهد در برابر اهل ذمه ، قسم ، غیبت ، سخن چینى ، بهتان ، عیب جویى و خرده گیرى ، بدگویى ، لقب هاى بد دادن به اشخاص ، آزار همسایه ، ورود به خانه ى مردم بدون اجازه ، فخر فروشى ، کبر ، اصرار بر گناه ، روحیه ى

استکبارى ، راه رفتن به کبر و بزرگ منشى ، ستم در حکم راندن ، ظلم به هنگام خشم ، تعصب ورزیدن ، تقویت ستمکار ، کمک بر گناه و دشمنى ، کمى عدد در اهل و مال و فرزند ، بدگمانى به مردم ، متابعت هوى ، عمل به شهوت ، امر به منکر ، نهى از معروف ، فساد در زمین ، انکار حق ، روى آوردن به ستمگران در غیر حق ، مکر ، خدعه ، بخل ، گفتار به نادانى ، خوردن میته و خون و گوشت خوک ، و آنچه براى غیر خدا ذبح شده ، حسد ، تجاوز ، دعوت به زشتى ، آرزو بردن به آنچه از جانب خدا عنایت شده ، خودپسندى ، منت گذاشتن در بخشش ، ستمگرى ، انکار قرآن ، تحقیر یتیم ، راندن سائل ، شکستن سوگند ، قسم دروغ ، ستم به مردم در اموال و موى و صورت و آبرو ، بد دیدن ، بد شنیدن ، بد گفتن ، بد عمل کردن با دست ، قدم بد برداشتن ، به بدى لمس کردن ، به زشتى حدیث نفس نمودن ، قسم باطل .

ترک آنچه واجب است و آلوده شدن به آنچه حرام است ، در این مقاله ى ملکوتى به وسیله ى امام ششم بیان شده ، و به عنوان گناهانى که توبه از آن ضرورى است به شماره آمده .

توبه آغوش رحمت
تالیف: استاد حسین انصاریان

 http://www.erfan.ir/farsi/book/view.php?id=39&catid=4

 

 


توبه میراث آدم و حوا

توبه میراث آدم و حوا

آدم به عنوان خلیفه ى خداوند و نایب حضرت رب العزه آفریده شد ، و پس از اعتدال و استواء بدن ، روح خدایى در او جلوه کرد ، و شایسته ى مقام علم الاسمایى گشت ، و فرشتگان به خاطر عظمت و کرامتش ، به امر حضرت حق در برابر او سجده کردند ، آنگاه به فرمان خداوند همراه با همسرش در بهشت ساکن شد . تمام نعمت هاى بهشت در اختیار او قرار گرفت و استفاده از آن مجموعه براى او و همسرش بلامانع اعلام شد ، جز اینکه از هر دو خواستند به درختى معین نزدیک نشوند ، که با نزدیک شدن به آن درخت از ستمکاران خواهند شد . شیطان که به خاطر سر تافتن از سجده بر آدم ، از حریم حق رانده شده بود و آثار لعنت حق او را زجر مى داد ، و تکبر و خودبینى اش نمى گذاشت به پیشگاه مقدس یار برگردد ، از باب کینه و دشمنى نسبت به آدم و همسرش ، در مقام وسوسه نمودن آنان بر آمد ، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشکار سازد ، و با اطاعت نمودن از او ، مقام کرامت و عظمتشان را از دست بدهند ، و از بهشت عنبر سرشت اخراج شوند ، و روى رحمت و لطف حق از آنان برگردد .

او با این جملات به وسوسه کردن آنان براى خوردن از میوه ى آن درخت اقدام کرد :

اى آدم و حوا ! خداوند شما را از این درخت نهى نکرد جز به این علت که اگر

از آن بخورید فرشته مى شوید یا در این باغ سرسبز و خرم ، تا ابد خواهید ماند .

و براى اینکه پاى وسوسه ى خود را در قلب آن دو نفر محکم و ثابت نماید ، براى آنان سوگند خورد که من جز خیر شما را نمى خواهم . وسوسه ى پرجاذبه و قسم شیطان ، حرص آن دو نفر را شعلهور ساخت . حرص ، بین آنان و نهى حق ، حجاب شد . به وسوسه ى او فریب خوردند و مغرور شدند ، و به عرصه ى تاریک نافرمانى از خداوند درافتادند ، و بر مخالفت با خواسته ى حق جرأت یافتند ، و باطل در نظرشان زیبا آمد !

از آن درخت خوردند ، اندامشان آشکار شد ، لباس وقار و هیبت و نور و کرامت را از دست دادند ، شروع کردند به قرار دادن برگهاى بهشتى بر یکدیگر تا آنان را در پوشد ، پروردگارشان آنان را مورد خطاب قرار داد که آیا شما را از نزدیک شدن به آن درخت نهى نکردم ؟ و اعلام ننمودم که شیطان براى شما دشمنى است آشکار ؟!

آدم و حوا از بهشت اخراج شدند ، مقام خلافت و علم و مسجود ملائکه بودن ، براى آنان کارى نکرد ، از آن مقامى که به آنان داده شده بود هبوط کردند ، و براى ادامه ى حیات در زمین قرار گرفتند .

دورى از مقام قرب ، از دست دادن همنشینى با فرشتگان ، محروم شدن از بهشت ، بى توجهى به نهى حق و اطاعت از شیطان ، غمى سنگین و اندوهى سخت و حسرتى دردآور بر دوش جانشان گذاشت . از زندان مخوف و محدود خودپسندى ، و خود دیدن که علت محرومیت و ممنوعیت از رحمت و عنایت

محبوب ، و افتادن در دام ماسوى الله است درآمدند ، و به فضاى بیدارى و عشق و علاقه و ایمان به دوست وارد شدند ، فضایى که منافع سرشارى در دنیا ، و سود بى نهایتى در آخرت نصیب انسان مى کند .

چون به این صورت به خود آمدند ، فریاد برداشتند که وقتى در زندان منیت و غفلت از یار افتادیم ، و در تاریکى خودخواهى و حرص و غرور قرار گرفتیم دچار ( ظَلَمْنا اَنْفُسَنا ) شدیم .

این توجه به وضع خویش ، مقدمه ى ورود به عرصه گاه حرّیّت و آزادى و عامل نجات از بند شیطان ، و روى آوردن به جانب حضرت محبوب ، و باعث تواضع و فروتنى در پیشگاه حضرت رب است ، که اگر شیطان هم به همین صورت رفتار مى نمود رجم از حریم نمى شد و به لعنت ابدى گرفتار نمى گشت .

آدم و حوا در فضاى پرقیمت نور اندیشه و تفکر ، و تعقل و توجه ، و بینایى و بیدارى ، که همراه با ندامت و پشیمانى و اشک چشم بود ، آنچنان ادب و خاکسارى نشان دادند که نگفتند : ( اغْفِر لَنا ) : ما را بیامرز ، بلکه عرضه داشتند : ( وَاِنْ لَمْ تَغْفِرْلَنا ) : اگر ما را نبخشى و به عرصه گاه رحمت در نیاورى ، ( لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ (اعراف ( 7 ) : 23) : از زیانکاران خواهیم شد .

به دنبال این توجه و بیدارى ، و فروتنى و خاکسارى ، و ندامت و پشیمانى ، و گریه و انابه ، و درآمدن از خودى و خدایى شدن ، ابواب رحمت به روى آنان باز شد ، لطف دوست به دستگیرى از آنان شتافت ، عنایت محبوب به استقبال از آنان آمد :

 فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کَلِمَات فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (بقره ( 2 ) : 37) .

آدم از پروردگارش دریافت کلمات نمود ، پس توبه اش پذیرفته شد ، همانا

خداوند توبه پذیر و مهربان است .

نور ربوبیت در کلمات تجلى کرد و به جان آدم راه یافت . با پیوستگى این سه حقیقت ، یعنى نور ربوبى و کلمات و جان آدم ، توبه تحقق پیدا کرد ، توبه اى که گذشته را جبران و آینده اى روشن پیش روى تائب قرار داد .

از حضرت باقر (علیه السلام) روایت شده کلمات عبارت بود از :

اَللّهُمَ لاَ إلهَ إلاَّ أنْتَ ، سُبْحَانَکَ وَبِحَمْدِکَ رَبِّ إنّى ظَلَمْتُ نَفْسِى ، فَاغْفِر لِى ، اِنَّکَ خَیْرُ الغَافِرِینَ ، اَللّهُمَّ لاَ إِلهَ إِلاَّ أنْتَ ، سُبْحانَکَ وَبِحَمْدِکَ ، رَبِّ اِنّى ظَلَمْتُ نَفْسِى ، فَارْحَمْنِى اِنَّکَ خَیْرُ الرّاحِمِینَ ، اَللّهُمَّ لاَ إِلهَ إِلاَّ أنْتَ ، سُبْحانَکَ وَبِحَمْدِکَ ، رَبِّ اِنّى ظَلَمْتُ نَفْسِى ، فَتُبْ عَلَىَّ اِنَّکَ أَنْتَ التَّوّابُ الرَّحِیمُ .

و نیز روایت شده : آدم اسماء بزرگ و گرانقدرى را مکتوب بر عرش حق دید ، در رابطه با آنها پرسید ، به او گفته شد : برترین موجودات از نظر منزلت نزد خدایند : محمد ، على ، فاطمه ، حسن و حسین . آدم براى قبول توبه و بالا رفتن درجه و منزلتش ، به حقیقت آن اسماء متوسل شد و از برکت آن حال و قال ، توبه اش را پذیرفتند .

آرى همین که باران الهامات حق براى جلوه ى کلمات ، بر دانه ى عشق و محبت آدم فرو ریخت ، نبات اقرار و اعتراف ظلم به نفس رویید ، و کار آدم از چاه بشرى به دعا و گریه و استغاثه کشید ، درخت اجتباء از سرزمین روحش سرکشید و گل توبه بر آن درخت شکفت :

 ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَیْهِ وَهَدَى (طه ( 20 ) : 122) .

سپس پروردگارش او را برگزید ، و توبه اش را پذیرفت ، و بر او لباس هدایت خاص درپوشاند .

توبه آغوش رحمت
تالیف: استاد حسین انصاریان

 http://www.erfan.ir/farsi/book/view.php?id=39&catid=4

 


روایتى عجیب در مسأله ى حجت حق بر بندگان

روایتى عجیب در مسأله ى حجت حق بر بندگان

عبد الاعلى مولى آل سام مى گوید از حضرت صادق (علیه السلام) شنیدم ، مى فرمودند :

در قیامت زنى زیبا چهره را که به خاطر زیباییش در دنیا دچار فتنه شد به دادگاه الهى مى آورند ، مى گوید : پروردگارا ! مرا زیبا آفریدى تا جایى که به خاطر زیباییم برخورد کردم به آنچه که برخورد کردم ، در آن هنگام حضرت مریم (علیها السلام)را مى آورند و در جواب آن زن گفته مى شود : تو نیکوترى یا مریم ؟ ما مریم را نیکو آفریدیم ولى خود را از فتنه حفظ کرد ! جوانى نیکو صورت را مى آورند که در دنیا محض زیبایى چهره و اندامش دچار فتنه شد ، عرضه مى دارد : خداوندا ! به من چهره ى زیبا دادى تا جایى که دیدم از زنان آنچه را دیدم . در آن وقت یوسف را مى آورند و در پاسخ آن جوان گفته مى شود : تو زیباترى یا یوسف ؟ ما یوسف را زیبا آفریدیم ولى او به خاطر زیباییش دچار فتنه نشد . مبتلا به بلا را مى آورند که به خاطر بلایش و صبر نکردنش گرفتار فتنه شد ، مى گوید : خداوندا ! بلا را بر من سخت گرفتى ، من هم تاب و طاقتم را از دست دادم و دچار فتنه شدم . ایوب (علیه السلام) را مى آورند و به شخص بلا کشیده مى گویند : بلاى تو شدیدتر

بود یا ایوب ؟ او به بلا دچار شد ، ولى گرفتار فتنه نشد !

توبه آغوش رحمت
تالیف: استاد حسین انصاریان

 http://www.erfan.ir/farsi/book/view.php?id=39&catid=4

 


گنهکاران و قدرت بر توبه

گنهکاران و قدرت بر توبه

هیچ مادرى در جهان هستى ، فرزند خود را گنهکار نزاییده ، و کودک رحم را عاصى و خطاکار به دنیا نیاورده .

کودک در حالى قدم به عرصه گاه حیات مى گذارد که از علم و دانش و تفکر و اندیشه خالى است ، و از آنچه در اطرافش مى گذرد کاملا بى خبر است .

طفل وقتى وارد فضاى این جهان مى شود ، جز گریه کردن و مکیدن شیر چیزى نمى داند ، آن هم از گریه و مکیدن شیر در لحظات اول در عین اینکه ناله مى زند و شیر مى خورد غافل است . غرایز و احساسات و شهوات او به تدریج وارد میدان فعالیت مى شود ، و آنچه را باید براى برپا کردن خیمه ى حیات تعلیم بگیرد ، از اطرافیان خود و فعل و انفعالات طبیعى یاد مى گیرد .

هم چنانکه بدن او در طول زندگى در معرض انواع بیماریها قرار مى گیرد ، فکر و روحش ، و نفس و قلبش نیز در معرض خطا و اشتباه مى رود و در عمل و اخلاق مبتلاى به گناه مى گردد ، بنابراین گناه همچون بیمارى بدن عارضى است نه ذاتى .

بیمارى بدن و جسم او با دارویى که طبیب تجویز مى کند معالجه مى شود ، فکر و روح و نفس بیمارش نیز با اجراى دستورات حضرت حق درمان مى پذیرد .

گنهکار با عرفان به وضع خویش ، و معرفت به حلال و حرام خدا ، با رجوع به طبیب روحانى و دستور العمل گرفتن از او ، براى توبه از گناه آماده مى شود ، و با امید و دلگرمى به رحمت حضرت حق از عرصه ى گناه بیرون مى آید ، و همچون روزى که از مادر متولد شده پاک مى گردد .

ادامه مطلب...

توبه واجب اخلاقى است

توبه واجب اخلاقى است

بینایان راه ، و عالمان آگاه ، و اندیشمندان پاکدل ، کتابهاى باعظمتى در مسایل اخلاقى نوشته اند ، و اخلاق را در دو بخش حسنات اخلاقى و سیئات اخلاقى شرح داده اند . کبر و عجب و خودبینى را در باب سیئات ، و تواضع و فروتنى و خاکسارى را در فصل حسنات به طور مفصل تفسیر کرده اند .

گناه را محصول تکبّر انسان از حق ، و توبه و انابه را میوه ى شیرین تواضع و فروتنى در پیشگاه حق دانسته اند .

وضع ناهنجارى که براى ابلیس پیش آمد و او را به فرموده ى قرآن ، گرفتار لعنت و رجم و طرد از حریم حق نمود ، معلول کبر او در برابر امر خدا مى دانند ، و توبه و قبول آن را از جانب خدا در ارتباط با آدم و همسرش ، محصول تواضع و فروتنى او نسبت به حق به حساب مى آورند ، و در این زمینه نظر مى دهند . به خاطر این که تکبر باعث رانده شدن انسان از حریم حق ، و دورى او از رحمت خدا مى شود ، واجب است از تکبر کناره گرفت و به علت این که تواضع و فروتنى ، انسان را به مقام قرب آراسته مى کند و او را به بندگى و عبادت مى کشاند ، و او را وادار مى نماید از گناهان و معاصى اش در پیشگاه حق عذر خواهى کند و اقدام به توبه نماید ، واجب است وجود خود را به خاکسارى در برابر حق زینت دهد و بر خاک باعظمت حریم دوست سر ذلت نهد ، و با حالت خشوع و تواضع و چشمى گریان به جانب محبوب رود ، و تعهد نماید براى همیشه از گناه کناره گیرى کند و به جبران گذشته برخیزد .

ادامه مطلب...

حکایتى عجیب در حریّت

حکایتى عجیب در حریّت

در تاریخ آمده یزید یا عامل او در راه سفر حج وارد مدینه شد، به دنبال شخصى از قریش فرستاد، چون به مجلس آن ستمگر آمد به او گفت، به بردگى و بندگیت نسبت به من اقرار کن. اگر خواستم ترا به عنوان غلام حلقه به گوش به فروش مى رسانم، اگر نخواستم به عنوان برده تو را نگاه مى دارم، پاسخ داد به خدا قسم از نظر ریشه و اصالت و حسب و نسب از من بزرگوارتر نیستى، و پدرت در جاهلیت و اسلام بهتر از پدر من نبود، و در دین و ایمان خودت از من برتر نیستى، و در خوبى فضیلتى بر من ندارى، با این همه خصوصیتى که در من است چگونه به بندگى و غلامى خود نسبت به تو اقرار کنم؟!

ستم گر به او گفت اگر به این مسئله اقرار نکنى فرمان قتلت را مى دهم، پاسخ داد کشتن من بزرگتر از کشتن حضرت حسین(علیه السلام) نیست، چون برخورد به اینجا رسید فرمان قتلش صادر، و به خاطر حفظ حریت و آزادى و اراده و اختیار به فیض باعظمت شهادت رسید.

ادامه مطلب...

توبه واجب فورى است

توبه واجب فورى است

در سطور گذشته به این معنا اشاره شد که بر اساس آیات قرآن و معارف الهیه ، گناه بیمارى است ، آن هم بیمارى قابل علاج ، و براى علاج این بیمارى طبیبانى چون خداوند کریم ، پیامبران و امامان و عالمان ربانى است که بیمار براى درمان خود باید به این طبیبان مراجعه نماید و به نسخه ى آنان عمل کند تا از بیمارى شفا گرفته به عرصه ى باعظمت صحت و سلامت باز گردد ، و در کاروان عباد شایسته ى حق قرار گیرد .

ادامه مطلب...

طبیبان معالج2

طبیبان معالج2
جَاءَ رَجُلٌ اِلَى النَّبِىِّ (صلى الله علیه وآله وسلم) فَقالَ : یَا رَسُولَ اللهِ ! مَا عَمَلُ اَهْلِ الجَنَّةِ ؟ فَقالَ : الصِّدْقُ ، اِذَا صَدَقَ العَبْدُ بَرَّ ، وَاِذَا بَرَّ آمَنَ وَاِذَا آمَنَ دَخَلَ الجَنَّةُ . فَقَالَ : یَا رَسُولَ اللهِ ! مَا عَمَلُ اَهْلِ النَّارِ ؟ قَالَ : الکِذْبُ ، اِذَا کَذِبَ العَبْدُ فَجَرَ وَاِذَا فَجَرَ کَفَرَ وَاِذَا کَفَرَ دَخَلَ النّارَ .

    مردى به محضر رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) آمد ، عرضه داشت : اى رسول خدا ! عمل اهل بهشت چیست ؟ فرمودند : راستى ، زمانى که بنده ى خدا راست بگوید نیکى نموده ، و چون نیکى کرده ایمنى یافته ، و چون ایمنى یافته وارد بهشت مى شود . عرضه داشت : اى رسول خدا ! عمل اهل جهنم چیست ؟ فرمودند : دروغ ، زمانى که عبد دروغ بگوید گناه نموده ، و چون مرتکب گناه شده ، به ناسپاسى و حق پوشى دچار شده و زمانى که اینگونه آلوده شده وارد جهنم مى شود .

یکى از همسران پیامبر مى گوید : از رسول الهى پرسیدم :

بِمَ یُعْرَفُ المُؤْمِنُ ؟ قالَ : بِوَقارِهِ وَلینِ کَلامِهِ وَصِدْقِ حَدِیثِهِ .

    مؤمن با چه برنامه اى شناخته مى شود ؟ فرمودند : با متین بودن و نرمى کلام و راستى در گفتار .

ادامه مطلب...

طبیبان معالج1

طبیبان معالج 1

زمانى که براى اهل گناه ثابت شد ، گناه مسأله اى ذاتى نیست ، بلکه همانند بیماریهایى که بر اثر یک سلسله علل عارض بدن مى شود ، نوعى از بیمارى است که به دنبال امورى عارض بر قلب و نفس و ظاهر و باطن انسان مى گردد ، و چنانکه بیماریهاى بدن با مراجعه به طبیب و گرفتن نسخه و خوردن دارو قابل علاج است ، براى بیماریهاى معنوى هم طبیبان معالجى هست که با مراجعه به آنان ، و معرفت به دستوراتشان و عمل کردن به آن دستورات ، بیمارى از قلب و روح و اعضا و جوارح ریشه کن مى شود ، هر چند زیاد و سنگین و مزمن شده باشد ! طبیب این نوع از بیماریها ، خداوند مهربان و انبیا و امامان و علماى ربّانى هستند .

نسخه ى حق براى علاج گناه گنهکار قرآن و نسخه ى انبیا و امامان و علماى ربّانى ، گفتار حکیمانه و نصایح مشفقانه و مواعظ دلسوزانه ى آنهاست .

رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) در گفتارى خطاب به اهل گناه مى فرمایند : 

أیُّهَا النَّاسُ اَنْتُم کَالمَرْضَى ، وَرَبُّ العَالَمِینَ کَالطَّبِیبِ ، فَصَلاحُ المَرضَى فِیمَا یَعْمَلُهُ الطَّبیبُ وَیُدَبِّرُهُ لاَ فِیمَا یَشْتَهِیهِ المَریضُ وَیَقْتَرِحُهُ .

    شما اى اهل گناه ! همچون بیماران هستید و پروردگار عالمیان چون طبیب است ، صلاح مریض در عمل و تدبیر طبیب است ، نه در اشتهاى بیمار و خواسته هاى او . 

از انبیا و امامان و عالمان ربّانى ، در معارف الهیه و در روایات و احادیث نورانیه نیز تعبیر به طبیب شده .

بیمار گناه باید براى علاج بیماریش به این طبیبان مشفق مراجعه نماید ، و به خواسته هاى آنان تسلیم شود ، و به بازگشت سلامت خود امیدوار باشد ، که راه تحقق توبه جز این نیست .

در این قسمت لازم است به بخشى از دستورات این طبیبان معنوى اشاره شود ، باشد که گنهکارى آن را مطالعه کند یا از زبان اهل مطالعه بشنود و به درمان درد برخیزد .

 قُلْ إِن کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (آل عمران ( 3 ) : 31 ) .

    بگو اگر خدا را دوست دارید ، از من پیروى کنید ، که خدا شما را دوست بدارد و گناهان شما را بیامرزد ، و خداوند آمرزنده ى مهربان است .

 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن تَتَّقُوا اللّهَ یَجْعَل لَکُمْ فُرْقَاناً وَیُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ (انفال ( 8 ) : 29  ) .

    اى کسانى که ایمان آورده اید ! اگر خدا را در تمام امور زندگى پروا کنید ، خداوند به شما دیده ى بصیرت دهد تا بتوانید بین حق و باطل تمیز دهید ، و گناهان شما را بپوشاند و شما را بیامرزد که خداوند صاحب فضل عظیم است .

 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً * یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَالَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُ نُوبَکُمْ وَمَن یُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِیماً (احزاب ( 33 ) : 70 ـ 71  ) .

    اى مردمى که ایمان آورده اید ! تقواى الهى را مراعات کنید ، و سخن به صواب و حق گویید ، خداوند اعمال شما را اصلاح مى کند و گناهان شما را مى بخشد ، و کسى که خدا و رسولش را اطاعت کند به سعادت عظیم دست یافته است .

 یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلَى تِجَارَة تُنجِیکُم مِنْ عَذَاب أَلِیم * تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بَأَمْوَالِکُمْ وَأَنفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ * یَغْفِرْ لَکُمْ ذُ نُوبَکُمْ وَیُدْخِلْکُمْ جَنَّات تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِى جَنَّاتِ عَدْن ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (صف ( 61 ) : 10 ـ 12 ) .

    اى کسانى که ایمان آورده اید ! آیا شما را به تجارتى دلالت کنم که شما را از عذاب دردناک نجات مى دهد ؟ به خدا و رسولش ایمان آورید ، و با مال و جان در راه خدا بکوشید ، این تجارت براى شما بهتر از هر تجارتى است اگر بدانید ، با این تجارت خداوند گناهان شما را مى بخشد و وارد بهشت هایى مى کند که زیر درختانش نهرها جاریست ، و در باغهاى عدن منازل پاکیزه به شما عنایت مى کند ، این همان سعادت بزرگ است . 

 إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضَاعِفْهُ لَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ (تغابن ( 64 ) : 17 
) .

    اگر براى خدا به بندگان نیازمند او قرض نیکو دهید ، خداوند آن را براى شما چند برابر مى نماید و گناهان شما را مى بخشد که خداوند پاداش دهنده و بردبار است .

 

 وَالَّذِینَ عَمِلُوا السَّیِّئَاتِ ثُمَّ تَابُوا مِن بَعْدِهَا وَآمَنُوا إِنَّ رَبَّکَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (اعراف ( 7 ) : 153 ) .

    آنان که مرتکب گناه شدند و پس از آن همه آلودگى ، به خدا بازگشته و ایمان آوردند ، همانا خداوند تو ، پس از توبه و ایمان آنان ، بخشنده و مهربان است . 

 فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الْصَّلاَةَ وَآتَوُا الزَّکَاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (توبه ( 9 ) : 5  ) .

    اگر اهل شرک دل از اعتقاد غلط خود برداشتند و رجوع به حق کردند و نماز برپا نمودند ، و زکات پرداخت کردند ، از آنان دست بردارید همانا خداوند آمرزنده ى مهربان است . 

 وَآخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صَالِحاً وَآخَرَ سَیِّئاً عَسَى اللّهُ أَن یَتُوبَ عَلَیْهِمْ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (توبه ( 9 ) : 120 ) .

    و گروه دیگرى به گناهانشان اعتراف کردند ، و اعمال خوب و بد را به هم درآمیختند ، امید است خداوند توبه ى آنان را قبول کند ، همانا خداوند آمرزنده ى مهربان است . 

از آیات شریفه اى که در سطور قبل گذشت ، استفاده مى شود اگر گنهکار بخواهد به عرصه گاه نورانى مغفرت و رحمت حق برسد ، و توبه ى او قبول درگاه خداوند شود ، و پرونده ى سیاه و ظلمانى اش به سپیدى معنوى و نور تبدیل گردد ، و از عذاب دردناک قیامت برهد باید این امور ملکوتى را که در نسخه ى شفابخش حق ، یعنى قرآن مجید آمده رعایت کند :

1 ـ اقتدا به روش و منش پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)

2 ـ رعایت تقوا و خود نگهدارى از گناه

3 ـ گفتن به حق و صواب ، به وقت سخن گفتن

4 ـ اطاعت از خداوند

5 ـ اطاعت از رسول (صلى الله علیه وآله وسلم)

6 ـ ایمان به خدا

7 ـ ایمان به رسول (صلى الله علیه وآله وسلم)

8 ـ جهاد و کوشش در راه خدا با مال و ثروت

9 ـ کوشیدن در طریق حق با جان

10 ـ پرداخت قرض الحسنه به نیازمندان

11 ـ قطع رابطه با گناه و بازگشت به خداوند

12 ـ دست برداشتن از اعتقادات غلط و باطل

13 ـ برپا داشتن نماز

14 ـ پرداخت زکات

15 ـ اعتراف و اقرار به گناه در پیشگاه حضرت محبوب .